بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

322

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

و هر آينه بتحقيق ترسانيد لوط قوم خود را از شدت اخذ و عذاب ما فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ اى فكذبوا بالنذر متشاكين يعنى پس تكذيب كردند انذار لوط را حالكونى كه شك كننده بودند و تصديق به آن نمىنمودند و چون « تماروا » متضمن معنى تكذيبست بنا برين متعدى شده بكلمهء با كه تكذيب به آن متعدى مىشود وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ و هر آينه بتحقيق طلبيدند از لوط مهمانان او را كه ملائكه بودند به صورت پسران صاحب حسن و ازين طلب قصد فجور داشتند و لوط از آن ابا و امتناع مينمود و نميگذاشت كه قوم او در خانه‌اى كه ملائكه بودند داخل شوند پس جبرئيل بلوط گفت كه بگذار كه ايشان درين خانه درآيند و چون ايشان به قصد فجور داخل آن خانه شدند جبرئيل بانگشت خود اشاره به طرف ايشان كرد پس همه كور شدند چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ پس محو كرديم چشمهاى ايشان را چنانچه اثر و علامت چشم بر روى ايشان نماند و آنچه مذكور شد ترجمهء حديثيست كه در كافى در باب قصهء لوط از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده ليكن در حديث « فطمسنا على اعينهم » بزيادتى كلمهء على مرويست و در تفاسير مشهوره چنين است كه جبرئيل جناح خود را بر ديده‌هاى ايشان ماليد و ايشان كور شدند و چشمهاى ايشان با رويهاى ايشان هموار گرديد چنانچه شيخ امين الدين طبرسى چشم از مضمون اين حديث پوشانيده و در مجمع البيان گفته كه « ان جبرئيل صفق اعينهم بجناحه صفقة فاذهبها » فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ اى فقلنا لهم على السنة الملائكة ذوقوا يعنى پس گفتيم مر ايشان را به زبان فرشتگان كه كه بچشيد مرارت عذاب مر او ثمرهء انذار و تخويف مرا وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً و هر آينه بتحقيق صبح كرد قوم لوط را در اول روز عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ عذابى قرار گرفته و پيوسته به عذاب آخرت يعنى در اول صبح عذابى بقوم لوط رسيد كه آن متصل است به عذاب جهنم فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ پس گفتيم بايشان كه بچشيد مرارت عذاب مر او ثمرهء انذار مرا كه از زبان لوط ميشنيدند عبارت اول اشارت به عذاب طمس اعين است و اين